ترانه : تن من
----------------
تن من
تن زندونی من ، تن خستم
تن تنهام ، تن من
.....
توی بی تابی دل، مرده از جنس سکوت
شده تن پوش تنم، گرد عمری سوت و کور
چی بگم
هق هقش در نمیاد
بغضشم سر نمیاد
تن من
تن من خشکیده
توی حسرت مرده
حسرت یک آغوش واسه این تن
تن تنهای خموش
تن من
تن آواره ی من
میون سختی راه
مونده اما بی پناه
دل بریده از همه، رفته از یاد همه
تن من
مونده تو یادش ،که روزی
دلشو باخت
به تمنای نگاهی
اما افسوس قلب تو فرصت عاشقی نخواست
تن رامشگر تو
قلب مجنونو نخواست
تن من ، تن زندونی من
تن غمگین و شکستم
تنی که خیلی وقته رفته از یاد نفسهام
تن مرده ، تن تنهام
رضا * رهگذر غریب
Sponsoring this user for 15 days starting on $1, gives you the chance to show here your image and ad as in each of this user´s Audios and in search results
ترانه : کو هوای بهاری
------------------------
کو هوایی
کو صدایی
کو دو چشمون ، چشم به راهی
کو پیاده ، کو سواری
#دست ما خالیه خالی#
کو نوای آشنایی
تا دلم یاد تو باشه
تا دلم یاد تو باشه
کی منو تو خاطرش هست
منی که از همه دورم
منی که تو خود اسیرم
دلم از همه گرفته
از همه رهگذرانی که منو نشناخته رفتند
کو هوایی
کو صدایی کو نوای آشنایی
همنشین ِ زندگیم شه
منی که مرده ی خویشم
نه صدا دارم نه فریاد
در عبور شب خویشم
کو هوایی
کو هوای بهاری
تو خزون زندگانیم
رضا* رهگذر غریب
ترانه : مردمان خفته
----------------------
یک سینه صدا
مردمان خفته به خواب
شهر ما هم که خموش ، خاطراتش روی دوش
ساکن دو روز غربت تو قفس
خسته از هجوم اهنگ و نفس
شهر ما آبی بود
تک چراغ خونه هاش تو شب تیره و تار روشن بود
آفتابی رنگ دریا
مردمان پر ز رویا
پس چی شد
چرا رفتند
موج دریا زد و رفتند
اونا که صدای شهر و توی ناقوس افق ها
جا گذاشتن
چرا رفتن
چرا موندند
اونا که خواب زده مردند
ما رو از خاطره هامون ، دور دور
تنها گذاشتن
چشم ما رو به تمنای خیال
به شکوه فصل عشق چرا بستن
چرا رفتن
چرا موندند
رضا *رهگذر غریب
پاییز 89
ترانه : دلم تنگ شده بود
----------------------------
من ، دلم تنگ شده بود
واسه مخمل نگات
واسه افسونگری اون دو چشمون سیات
من ، هوای تازه ی لمس احساس میخوام
واسه آرزوی دیدار
حس پرواز میخوام
من ، دلم تنگ شده از وقتی که رفتی
تویِ کابوسِ شبونم پر ِ از اشکایِ سردی
تو نبودِ تو نوشتم،گلِ ناز کی بر می گردی
همه امیدِ بهارم تو بیا ، کی بر می گردی
بیا اینجا همه گل ها ، همه زردن
گله دارِ دلِ تنگن
شورِ بارون زده یِ اشکامو دیدن
چشاشون به آسمونه
تو بیای برگردی پیشم
تا که گل ها جون بگیرن
تویِ دستامون بشینن
عشقِ ما رو باز ببینن
عشقِ ما رو باز ببینن
تا که گل ها جون بگیرن
تویِ دستامون بشینن
عشقِ ما رو باز ببینن
رضا *رهگذر غریب
پاییز 89
ترانه : رهگذر دیر
-------------------
من ، یه حصار مه گرفتم
تو حریم جاده ها
من یه فانوس شکستم توی قلب ساحلی
چشم انتظارِ اومدن
اومدنِ مسافری
از راه دور
از بی کرانِ خاطرات
من ِ همنشین ِ غم ، منتظرم
منتظر شقایقام
تا بیان گل ِ آرزوی فرداهام بشن
با امید توی قلبم ، بشینن
واسه تنهاییِ من روزی همسایه بشن
همصدا، همساز این دل صد پاره بشن
من حصار جاده ها رو میشناسم
نور فانوسک ِ دریا میشناسم
منو بشناس
که بهارو میشناسم
فصل ِ زرد اننتظار و میشناسم
رسم باد ، در التهاب و میشناسم
منو بشناس
که همینم
همین رهگذر دیر ....
رضا *رهگذر غریب
11/10/89
ترانه : نسل ما
-----------------
نسل ما نسل غریب
نسل ما نسل سکوت
نسل مردن تو غروب
نسل حسرت و دروغ
نسل ما هر چی که داشت به گذشته هاش می باخت
اما افسوس ندونست فردا ها رفته به باد
نسل ما غمگین شد توی خود در خود شد
پرغم ، ماتم شد
تنشو دریدند
قلبشو بشکستند
نفساشم محبوس
دستاشو رو سینه
نسل ما رو کشتند
نسل ما نسلی که نیست
در همه یاد جهان
نسل ما نسلی که نیست تو طریقت بهار
پر غصه پر درد
تو خزونِ انتظار
آدماش تاریک و سرد
روی لبهاشون دعا
همه تزویر و ریا
آدمای نسل ما همه درد و دل دارن
اما غافل از همن
همه درگیرِ خودند
نسل ما نسل سکوت
نسل غربت ، نسل دور
آرزوها بی فروغ
نسل ما نسلی که نیست
در همه یاد جهان
نسل ما نسلی که نیست
در همه یاد جهان
رضا *رهگذر غریب
19/8/89
Comments - 0